عنوان کتاب: مبانی عرفان امامیه (نصوص الأعراف) اسرار چهارده معصوم Principles of Islamic theosophy مؤلف: علی اکبر خانجانی تاریخ تألیف: تابستان ۱۳۹۴ ه .ش تعداد صفحه: ۱۱۷
فھرست عناوین: مقدمه – معنای امامت نص اول- عرفان حمیدی نص دوم- عرفان علوی نص سوم- عرفان فطری نص چھارم- عرفان حسنی نص پنجم- عرفان شھودی نص ششم- عرفان صلاة نص ھفتم- عرفان تأویلی نص ھشتم- عرفان صدق نص نھم- عرفان صبر نص دھم- عرفان رضوی نص یازدھم- عرفان برکت و جود نص دوازدھم- عرفان ھدایت نص سیزدھم- عرفان تزکیه و تنویر نص چھاردھم- عرفان حي و قیومی
منبع:
بسم الله الامام المبینمقدّمه:
معنای امامت
حدود سی سال است که در جستجوی شناخت و کشف حقیقت امام و امامت و مقامات و تجلیات ویژۀ یکایک دوازده امام و چهارده معصوم شبانه روز غرق در تفکر و حیرتم و این مکاشفه در رأس همه آرمانهای عرفانیم قرار داشته است، هرچند که محور اکثر آثارم بخصوص در دهه اخیر چیزی جز امام شناسی نبوده است زیرا هر چه از معنویت و معرفت و هدایت دارم از این خاندان بوده و نقطه عطف زندگی معنویم یعنی واقعه نزول روح نیز مترادف و مصادف دیدار با امام زمان بوده است و آن روحی که بر بنده نازل شد روح ولایت ائمه اطهار(ع) بود که در شب عاشورا از جانب مولایم حسین(ع) بسویم آمد در محرم 1374هـ.ش! تا اینکه هفته پیش در نیمه تیرماه 1394 در سفری بسوی ارض ملکوت در جنگل مازندران در همان شب اول ورودمان بر آستانه دربی از این ارض واسع الهی و قلمرو زیست امام زمان و ارواح طیبه معصومین قرار گرفتیم و چادر زدیم که به وقت نیمه شب تب شدیدی بر من عارض گردید که بناگاه گروهی را بر درب چادر و بالای سر خود یافتم که به عیادت و دیدار آمده بودند و شفائی نیز بهمراه داشتند و مرا شفا دادند و سپس به بنده گفتند که کل زندگی مرا چهارده معصوم اداره و رهبری می کنند و آنها نیز از جانب چهارده معصوم مأموریت داشتند که بسویم آیند و این شفا و حمایت را به بنده برسانند. با این واقعه حجّت بر من کامل شد و اراده ام در تبیین حقیقت وجودی چهارده معصوم در جهان هستی و تاریخ بشر و ولایت الهی به حد یقین رسید و این رساله حاصل این یقین و پیام مستقیم از چهارده معصوم(ع) است که کل زندگانیم تحت الشعاع ولایت و شفاعت و هدایت و حمایت و ارادتشان قرار داشته است. پس اگر چنین است نزدیکترین و محسوسترین و مطمئن ترین روش شناخت چهارده معصوم برای بنده همان خودشناسی زندگیم و معرفت بر هویت معنوی خویشتن است. هرچند که علاوه بر این هم خود معصومین فرموده اند که: هر که خود را شناخت امامش را شناخت! بخصوص آن خودی که کل زندگیش را عاشقانه وقف مکتب و ولایتشان کرده و از حمایت آنها برخوردار بوده است و جز این معنا و هویتی ندارد. پس این رساله نیز کتابی دگر و برتر و کاملتر در باب معرفت نفس خود این بنده است خودی که جز ولایت و هدایت و حقیقت ائمه هدی مابقی عدم است و ظلمت! پس بایستی چهارده درب از دل من بسوی حقیقت چهارده گانه معصومین گشوده شود که چهارده اسم و نور ذات پروردگارند که به احدیت او تأویل می شوند که فطرت الهی انسان است که فرموده که انسان را از فطرت خودش آفریده است. و چهارده معصوم وجوه چهارده گانه خداوند در عالم وجودند و هر یک وجهی از حضرترب بسوی خلق میباشند همانطورکه هر امامی مظهری از ربوبیت خداوند است که در این باب در سائر آثارمان به تفصیل سخن گفته ایم و عارف کاملی چون ابن عربی هم علیرغم تعلقش به مذهب اهل تسنن (به لحاظ مذهب پدری)، امامان را مظاهر حضرت رب در عالم دانسته است در فتوحات مکیّه! از خود معصوم(ع) آمده شیعیانی که مرید و حامل ولایتی از ایشان هستند خداوند آنان را از طینت امامان می آْفریند و این برترین درجه از خلق جدید عرفانی در مذهب امامیه است. از این منظر نیز خودشناسی شیعیان حقیقی عین امام شناسی آنهاست. و این برترین نعمت و کرامتی است که از آن شیعیان مخلص می باشد که بر ولایت امام زندگی می کنند و این عالیترین درجه از عرفان نفس و سیر الی الله است و کوتاهترین راه هدایت! زیرا این شیعیان عارف همان کسانی هستند که بقول امام باقر(ع)،محل ظهور تجلیات امامان در عرصه غیبت می باشند: ما معانی خداوند هستیم و ظهورش در شما شیعیان! خداوند اراده فرموده که از عدمیّت خروج نماید و خود را به عرصه ظهور و عرفات برساند و خویش را به غیری بشناساند. خروج و ظهور و معرفی و شناساندن خود به غیر خود، کل علت و اساس و راز آفرینش عالم و آدم است. همانطور که دوگانگی بزرگترین و محوری ترین مسئله و راز قلمرو ادراک و معرفت است: دوگانگی خویش و غیر، وجود و عدم، خالق و مخلوق! “”گنج نهانی بودم که به عشق آمدم تا خود را بشناسانم پس جهان را آفریدم و بدینوسیله خود را شناساندم و مرا شناختند.”” حدیث قدسی- و انسان آن غیری است که قابلیت شناخت خداوند را دارد زیرا خداوند این غیر را خویش خود ساخته است زیرا صورت و سیرت و روح و اراده و اسماء و صفات و کلمات خود را به او بخشیده و او را عین خود ساخته است. پس انسان فقط از طریق شناخت خودش، خدایش را می شناسد خدائی که دیگر غیر انسان نیست بلکه خود خود انسان است. و همه عناصری از آفرینش که خداوند از خودش به این غیر بخشیده است عناصر عرفانی و علمی و ادراکی و شناخت شناسی هستند از حواس پنجگانه، هوش، عقل، قلب، روح، اراده و بالاخره صورت و شکل! اینها عناصر ذاتی وجود پروردگارند تا انسان به یاری آنها وجود نهانی و غیبی خداوند را در خودش عینیت و فعلیت بخشد و وجود محض و مطلق ذات الهی را در خویش موجود سازد و این موجود کامل الهی امام نامیده میشود و این خلقت خدا از انسان و خلقت انسان از خدا، امامت نامیده می شود و هر که دست اندرکار چنین آفرینشی باشد در ولایت الهی امامان قرار دارد و بواسطه امامان یاری می شود تا این آفرینش الهی را در خود به سامان برساند. س برتر آمد خدائی که احسن خالقین است (مؤمنون)-
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.